بازاریابی چیست؟

در مسیر بازاریابی

بر خلاف تصور همگان بازاریابی با یک ایده جدید یا یک محصول نوآورانه آغاز نمیشود. نقطه آغاز بازاریابی مشتری (customer) است، همان افرادی که سبب موفقیت کسب و کار می شود. بازاریابی
فرآیند بازاریابی از جایی شروع می شود که مشتری وارد چرخه ی کسب و کار میشود، نه زمانی که محصول آماده فروش است.

مطالبی در مورد بازاریابی

بر خلاف تصور همگان بازاریابی با یک ایده جدید یا یک محصول نوآورانه آغاز نمی شود. نقطه آغاز بازاریابی مشتری (customer) است، همان افرادی که سبب موفقیت کسب و کار می شود. فرآیند بازاریابی از جایی شروع می شود که مشتری وارد چرخه ی کسب و کار می شود، نه زمانی که محصول آماده فروش است.

تعريف بازاريابي؟

امروزه صاحبنظران، بازاريابي را فرايند ارضاي نيازها و خواسته هاي بشر تعريف مي كنند.

• به نظر فليپ كاتلر، برجسته ترين صاحب نظر در اين رشته؛ بازاريابي عبارت است از « فعاليتي انساني در جهت ارضاي نيازها و خواسته ها از طريق فرايند مبادله».

• انجمن بازاریابی آمریکا (The American Marketing Association) آخرین تعریف از بازاریابی در سال ۲۰۱۳ را اینگونه تصویب نموده است : بازاریابی، مجموعه ای از فعالیت ها و فرایندهای ایجاد، انتقال، ارسال و تبادل هر آنچه که برای مشتریان، ارباب رجوع، شرکای تجاری و در کل برای جامعه ارزشمند باشد، است.

اهمیت بازاریابی

۱) بازاریابی به انتقال، مبادله و حرکت کالا کمک می کند.

۲) بازاریابی در حفظ و ارتقا استانداردهای زندگی جامعه مفید است.

۳) بازاریابی منجر به ایجاد اشتغال می شود.

۴) بازاریابی به عنوان منبع کسب درآمد و عایدی است.

۵) بازاریابی به عنوان مأخذ ایده های جدید شناخته می شود.

۶) بازاریابی منجر به رشد و توسعه ی اقتصادی می شود.

بازاریابی چهار بخش زیر را در بر می گیرد :

۱) شناخت مشتریان بالقوه و محیط خارجی کسب وکار به جزیی ترین شکل ممکن

۲) شناسایی فرصت ها و توسعه استراتژی برای سرمایه گذاری روی آنها

۳) استفاده از ابزار بازاریابی برای ارائه استراتژی

۴) سنجش نتایج و فرایند بهبود مستمر

ابعاد مختلف Marketing

بازار گرايي:

گرايش به بازار و نيازهاي مشتريان اولين ويژگي بازاريابي جديد است. مديرانی كامياب هستند كه سازمان خود را با شرايط روز همگام مي سازند. اين همگامي زماني امكانپذير است كه كاركنان و مديران؛ گرايش به بازار را به عنوان يك فرهنگ و بينش بپذيرند و دنبال كنند. بازارشناسي: «شناخت» لازمه هر حركت عاقلانه و هر تصميم اصولي است. شناخت بازار تلاشي نظام مند است براي گردآوري ضبط و ثبت اطلاعات مربوط به همه اجزاي تشكيل دهنده نظام بازار مانند خريداران بالقوه و بالفعل، فروشندگان بالقوه و بالفعل، واسطه هاي گوناگون، رقبا، محصولات و خدمات موجود و مورد نياز؛ سازمانهاي تسهيلاتي و خدماتي (نظير سيستم بانكي، بيمه، حمل و نقل؛ انبارها و بانكهاي اطلاعاتي) سازمانهاي تحقيقاتي؛ تبليغاتي و مشاوره اي و سرانجام همه عواملي كه بر نظام تاثير دارند؛ مانند قوانين؛ مقررات و مصوبات دولتي؛ عوامل سياسي، اجتماعي، فرهنگي اقتصادي، تكنولوژيك، بومي و اقليمي . امروزه مدير علاوه بر درگير بودن با عوامل و مشكلات درون سازمان؛ نگران دگرگوني هاي عوامل برون سازمان است؛ به همين دليل بايد بازار خود را بيش از هر زمان ديگر مورد مطالعه و بررسي قرار دهد تا فرصتها و تهديد ها و روند ها را به موقع شناسايي كند و بتواند با استفاده بجا و بموقع از فرصتها و موقعيتها، خطرها را به حداقل برساند. بازاريابي: بازاريابي يعني جستجو براي يافتن مناسبترين بازار و بخشهايي كه سازمان مي تواند در آنجا به صورت مفيدتر و موثرتر حضور يابد و پاسخگوي نيازها و خواسته هاي مردم باشد. به عبارتي؛ بازاريابي تلاشي آگاهانه است براي تخصيص بهينه منابع و ايجاد نوعي تخصص در بازار. سازمانها بايد بازار هدف خود را بيابند تا بتوانند نيازهاي آن را تهيه و تامين كنند. اساس حركت بازاريابي جلوگيري از هدر رفتن منابع و امكانات گوناگون و يافتن مناسبترين جايگاه محصول يا شركت در بازار است. بازاريابي به تعبیری يعني بخش بندي يا تقسيم بازارها و تعيين محصولات شركت براي مناسبترين بازارها .

بـازارسـازي:

با آگاهي از وضعيت بازار و يافتن مناسبترين بخشهاي آن با توجه به موقعيت و امكانات سازمان؛ مهمترين تلاش بازاريان و مديران ايجاد، افزايش و حفظ سهم بازار است. بازارسازي يعني نفوذ در بازار و معرفي و شناساندن سازمان و محصولات و خدمات آن با استفاده از عوامل قابل كنترل بازاريابي (محصول؛ قيمت؛ توزيع و ترفيع فروش كه آن را آميخته بازاريابي مي نامند). بازاريابان با به كارگيري درست و اصولي اين عوامل مي توانند در شرايط مختلف جايگاهي براي خود در بازار به وجود آورند.

بازارگردي:

دنياي متحول امروز سكون و كهنگي را نفي كرده است. هر روز پديده اي نو، حركتي تازه، ايده اي جديد و خواسته اي متفاوت مطرح مي شود، به همين دليل يكي از مهمترين ابعاد بازاريابي امروز ويترين گردي جهاني يا بازار گردي است . بازارگردي وظيفه اي است كه بازارياب را وادار مي سازد تا بيش از ديگران با تحولات و تغييرات بازارها آشنا گردد. اين آگاهي از طريق حضور در صحنه رقابت و مبادله و مشاهده بازارها امكانپذير است. شركت كردن در نمايشگاها؛ بازديد از بازارهاي گوناگون و بودن در محيط بازار؛ ديد مديران را بازتر و گسترده تر مي سازد. به عبارتي، مهمترين نقش بازارگردي تقويت و گاهي تغيير «ديد» است. «ديد» يكي از موثرترين ويژگيهاي هر انسان و هر مدير است و آن مهارت و هنر ديدن چيزهايي است كه ديگران نمي بينند. بازارگردي افقهاي تازه اي را به بازاريابان نشان مي دهد .

بازارسنجي:

یكي از آفتهاي مديريت «با گذشته و در گذشته زيستن» است و يكي از مفيدترين حركات هر مدير بررسي و ارزيابي گذشته و استفاده از تجربيات است. بازارسنجي يعني تحليل موقعيت بازار با توجه به آنچه بوديم و داشتيم؛ آنچه هستيم و داريم و آنچه بايد داشته باشيم. بازار سنجي جهت دهنده حركتهاي سازمان در بازارآينده است. بازارسنجي يا ارزشيابي و سنجش فعاليتهاي سازمان؛ نقاط قوت و ضعف را بخوبي نمايان مي‎سازد. با استفاده از اطلاعات موجود و دانش روز مي توان هدفها؛ مسيرها و حركتهاي آينده را تبيين و تعيين كرد. بازارسنجي يعني اندازه گيري عملكردها؛ يافتن انحرافها و تشخيص فاصله ها بين هدف و عملكرد واقعي و ارائه پيشنهادهايي براي اصلاح امور بازاريابي سازمان. بازارسنجي وسيله اي است براي جلوگيري از اشتباهات و يافتن تواناييها و استعدادها براي رشد و توسعه بيشتر. بازارسنجي يعني نظارت دائم بر عملكردها و كنترل آنها و ارزشيابي حركات و فعاليتها.

بازارداري:

حفظ مشتري و ايجاد زمينه براي بازگرداندن او به سوي خود وظيفه اي است بسيار حساس و حياتي كه ترفند ها و ابزار خاصي مي طلبد. مهمترين ابزار بازارداري براي بازاريان ارتباط دائم با مردم، ارائه خدمات مناسب و آگاهي از حركات رقباست. بازارداري يعني حفظ مشتريان كنوني و تشويق و ترغيب آنان به خريد بيشتر و تداوم خريد از طريق ايجاد «رضايت» در آنان. بازارداري هنر و مهارت راضي سازي مشتري است. آگاهي از رفتار مشتريان، ارتباط برقراركردن با آنان، داشتن اطلاعات روانشناختي و جامه شناختي و نيز اطلاع داشتن از حركات و امكانات رقبا نقش ارزنده‎اي در حفظ مشتري دارد. مشتري تنها محصول و خدمات نمي خرد، بلكه منافع ارزش احترام و عوامل ديگري را نيز طالب است كه بايد برآورده شود.

بازار گرمي:

براي بازارداري لازم است بازارگرمي را از دست ندهيم. بازارگرمي يعني تبليغات و تشويقات بموقع جهت آگاه ساختن؛ متقاعد ساختن و ترغيب مشتريان براي ارتباط بيشتر با سازمان و خريد از آن و مقابله با حركات رقيب. يكي ازمهمترين ابزارهاي بازار گرمي استفاده از خلاقيتها، نوآوريها و ابتكارات است. دنياي امروز يعني عصر تنوع، سرعت و تحول. حفظ مشتري در اين دوره بازارگرمي ويژ ه اي مي‎طلبد.

بازارگرداني:

همه فعاليتهاي بازارياب را مي توان در بازارگرداني خلاصه كرد. بازار گرداني يعني مديريت بازار كه شامل برنامه ريزي؛ اجرا و كنترل امور گوناگون بازار و ابعاد مختلف بازاريابي است. بازارگرداني يعني استفاده از تجربه دانش؛ هنر و مهارتهاي گوناگون براي اداره بازارها و يافتن راه چاره و عاقبت انديشي. بازارگرداني شامل تنظيم و تعيين استراتژي ها و برنامه ها؛ سازماندهي و اجراي همه امور مربوط به شناساندن و معرفي محصولات شركت به بازارها؛ نظارت بر فعاليتها براي دستيابي به اهداف سازمان و ايجاد رضايت براي مشتريان و جامعه است. با توجه به ابعاد گوناگون ماركتينگ مي توان گفت واژه منـاسب بـراي MARKETING «بازار گرداني» است كه همان «مديريت بازار» است و همه مربوط به برنامه ريزي، اجرا و كنترل فعاليتهاي گوناگون و ابعاد اشاره شده را در بر مي گيرد. به عبارتي، بازار گرداني يعني انجام فعاليتهای نظام مند و دايم بازارگرايي، بازارشناسي، بازاريابي، بازارسازي؛ بازارگردي؛ بازارسنجي و بازارداري.

منابع: